افشاگريهای رژيم

لطفا مطالب و فايلهای خود را برای ما ارسال کنيد


روزی که خمينی با نطق خود در بهشت زهرا تخم کرد هيچگاه نمی دانست با اين اراجيف برای خود تف و لعنت می خرد ولی بدبختانه ما ملت ايران گول اين اراجيف را خورديم و فکر کرديم  علی اباد هم شهری است . امروزه اين سخنان گوهر بار رهبر در رژيم فعلی به معنای يک مشت چرت و پرت تلقی شده و ارزشی برای ملت و دولت ندارد. مطمئن باشيد در آينده ای نزديک سخنان خامنه ای هم احتياج به يک سيفون انقلابی دارد. برای شنيدن اين سخنان  بی ارزش  روی لينک های پايين کليک کنيد. التماس دعا

پخش سخنرانی خمينی در بهشت زهرا قسمت اول ... فايل صوتی

پخش سخنرانی خمينی در بهشت زهرا قسمت دوم ... فايل صوتی


قاچاق دختران بيگناه ايرانی توسط عوامل رژيم

  

ملايان رژيم و مزدوران خود فروخته برای درآمد های کلان از راه ناموس فروشی، دختران بيگناه زير بيست سال را اينگونه در داشبورد ماشينها جاسازی کرده

و از مرز های ايران به کشورهای همجوار قاچاق ميکنند

ای لعنت بر شما مزدوران روحانی نما ... کلاهتان را کمی بالاتر بگذاريد


یک قاضی سوئیسی حکم جلب بین المللی علی فلاحیان را صادر کرد

به گزارش منابع خبری در سوئیس، یک قاضی سوئیسی، حکم جلب بین المللی علی فلاحیان، وزیر سابق اطلاعات جمهوری اسلامی و دستیار امنیتی خامنه ای و عضو مجلس خبرگان رهبری را به دلیل دست داشتن در ترور یکی از مخالفین رژیم در سوئیس صادر کرده است.

کاظم رجوی، فعال حقوق بشر و یکی از مخالفین رژیم جمهوری اسلامی 16 سال پیش در تاریخ 24 آوریل 1990 در نزدیکی منزلش در سوئیس بدست تروریستهای اعزامی رژیم اسلامی هدف گلوله قرار گرفت و به قتل رسید.

در این حکم جلب بین المللی، آقای ژاک آنتنن، قاضی تحقیق سوئیسی خطاب به ماموران پلیس مقرر کرده است علی فلاحیان، وزیر سابق اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی را برای انجام بازجويی در پرونده ترور کاظم رجوی دستگیر و به سوئیس منتقل کنند.

در این حکم از جمله آمده است در جریان تحقيقات روشن شده است كه 13 نفر در انجام این ترور دست داشته اند. همه آنها پاسپورت سرویس در اختيار داشتند كه بر روی آن عبارت 'در ماموريت' نوشته شده بود. برخی از اين مدارک همزمان در يک روز در تهران صادر شده بود. هنگام طراحی و اجرای ترور، علي فلاحيان وزير اطلاعات و امنيت جمهوري اسلامي بود. اين وزارتخانه همچنين در ارتباط تنگاتنگ با سپاه پاسداران بويژه نيروي قدس این سازمان بوده است. این بخش از سپاه پاسداران در عملیات خارج از کشور فعال بوده و علی فلاحيان مسئوليت مستقیم برخی از این عملیات را برعهده داشته است.

به عقیده ناظران، صدور حکم جلب بین المللی علیه آخوند جنایتکارعلی فلاحیان توسط یک قاضی سوئیسی می تواند سرآغاز بازبینی پرونده های ترور مخالفین رژیم اسلامی در خارج از کشور باشد.

 


 


 

نمايش بی احترامی رژيم به آيات قران و مقام زن. اين نهايت بی شرمی شکنجه گران رژيم است

اين زن هم اکنون به کشور هلند پناهنده شده است و آثار جنايت را نشان ميدهد


 

عکس سرپرست گروه فشار بند يک زندان اوين

عامل اصلي سوء قصد به جان دکتر ناصر زرافشان را بهتر بشناسيد سرپرست گروه فشار بند يک زندان اوين، يعني آقاي اسماعيل افتخاري، معروف به اسماعيل تيغ زن. اگر از گزارشات ضد و نقيض اعتصاب غذاي زندانيان سياسي (که همه اش بر مي گردد به عدم انتشار کامل بيانيه هاي رسمي اعتصابيون زندان اوين در رسانه هاي خبري ايراني و آنهم به بهانه زير سوال رفتن برخي از چهره هاي سياسي مورد علاقه برخي از رسانه هاي لس آنجلسي!) بگذريم، مي رسيم به شب پايان اين اعتصاب غذا که در پي درخواست جمعي از سازمانهاي سياسي، از جمله دفتر تحکيم وحدت و کوشندگان سياسي داخل و خارج از کشور، زندانيان سياسي بند يک زندان اوين، پس از 20 روز، شام را در اتاق آقاي دکتر ناصر زرافشان خوردند ولي در پايان شب برخي از زندانيان خطرناک بند که به گفته دکتر فريبرز رئيس دانا و تقي حميدي؛ پدر يکي از زندانيان سياسي بند يک زندان اوين، به تحريک «امير- ف» و به سرپرستي فردي به نام اسماعيل افتخاري، معروف به امسال تيغ زن، به زندانيان اعتصابي به خصوص آقاي دکتر ناصر زرافشان حمله ور شده و با ز هم به گفته خانواده هاي زندانيان سياسي، با چاقو و ميله به جان آنها سوء قصد مي کنند. يکي از زندانيان سياسي نيژ در تماس با خانواده خود گفته است که عامل تحريک؛ يعني «امير- ف» در حين درگيري، فرياد مي کشد و خطاب به حمله کننده گان و رو به دکتر ناصر زرافشان مي گويد: «بکشيد اين را تا راحت شويم.» سايت \"روزنامه\" که در سکوت تمامي محافل خبري فارسي زبان، تنها بازتاب دهنده اين ماجرا بود براي تائيد اين ماجرا با خانواده دکتر فرزاد حميدي تماس گرفت و با تقي حميدي گفتگو کرد و وي صحت اخبار يورش شبانه به زندانيان سياسي و دکتر ناصر زرافشان را تاييد نمود. پدر دکتر فرزاد حميدي همچنين از بي تفاوتي مسئولان زندان نسبت به اين يورش شبانه خبر داد و گفت گويا مسئولان زندان موافق اين حمله بوده اند، چرا که هيچگونه اقدامي در جهت توقف درگيري انجام ندادند. اما هر حال فرداي اين يورش، «امير- ف »، که برخي از زندانيان سياسي معتقد هستند، وي عامل تحريک زندانيان خطرناک براي حمله به دکتر ناصر زرافشان بوده براي سومين بار طي دو هفته اخير به مرخصي فرستاده مي شود! امروز نيز مقامات زندان، شايد از بابت خم شدن کمرشان در برابر فشار افکار عمومي که نگران سلامت جان دکتر ناصر زرافشان هستند، وي را همچون احمد باطبي به مرخصي فرستاد. احمد باطبي که ديروز به مرخصي فرستاده شده در گفتگو با راديو فردا با تاييد حمله به دکتر ناصر زرافشان گفت: «يکشنبه شب اتفاقي که افتاده بود اين بود که خيلي از دوستان فعال خارج از زندان از بچه هاي داخل خواسته بودند با توجه به آنچه که تقريبا آن چيزهايي که مد نظرمان بود به دست آورده بوديم، خواسته بودند که اعتصاب غذا را بشکانيم، به صورت مستقيم و غير مستقيم، و يک مقدار هم اعتصاب براي بچه ها مشکل شده بود. با توجه به اينکه هدف بچه ها تامين شده بود، اعتصاب شکسته شد، و سپس همراه آقاي ناصر زرافشان شام خوردند. منتها داخل زندان اوين به غير از سياسي ها زندانيان عادي هم هستند، که دربند زندانيان سياسي هم نگهداري مي شوند. خواسته هايشان متفاوت است، برخوردشان متفاوت است، انگيزه شان متفاوت است. اينها چندان برايشان خوشايند نبود اعتصاب غذا به خاطر اينکه يک سري عواقبي داشت، مثلا تلفن ها را قطع کردند، و در بندها را بسته بودند. و اينها معتقد بودند که اين را شما باعث شديد که به اين شکل شده است. به هر ترتيب ناراحتي و درگيري ايجاد شد، توهين کردند، فحاشي کردند به بچه هاي سياسي و اعتصابي و آقاي درخشان. بچه ها سعي کردند درگيري ايجاد نکنند. فرداي آن شب، يعني ديشب، آمدم بيرون، به من مرخصي دادند، به همراه چند تا از بچه هاي ديگر. آقاي درخشان را هم امروز شنيدم که آمدند. ظاهرا پس از آنکه من رفتم يک درگيري ديگر به وجود آمد که نيروهاي ويژه، گارد زندان آمد دخالت کرد و درگيري خاتمه پيدا کرد.» اما مي رسيم به سرپرست گروه فشار بند يک زندان اوين، يعني آقاي اسماعيل افتخاري، معروف به اسماعيل تيغ زن. اسماعيل افتخاري که به هزار و يک اتهام از جمله‌ كلاهبرداري‌، اخاذي‌، زورگيري‌، آدم ربايي و برپا کردن خانه هاي امن و ... در زندان اوين و متاسفانه در کنار محکومان سياسي جا خوش کرده است، به نوشته رونامه اعتماد به تاريخ 23 مهر ماه سال گذشته که جريان دادگاه وي را منعکس کرده بود؛ در طول‌ سالهاي‌ 54 تا 61 كارمند صنايع‌ پشتيباني‌ و هلي‌كوپترسازي‌ كشور بود كه‌ با سوءاستفاده‌ از شرايط‌ زمان‌ آغاز انقلاب‌ در مراكز مختلفي‌ نظير بنياد مستضعفان‌ و جانبازان‌، سد معبر، امور حراست‌، شهرداري‌ و... مشغول‌ به‌ كار شد و در زماني‌ كه‌ در كميته‌ كار مي‌كرد با سوء استفاده‌ از قدرت‌ خود به‌ اعمالي‌ نظير آدم‌ربايي ‌و كلاهبرداري‌‌ ‌. مشغول شد

 

 

عکس سرپرست گروه فشار بند يک زندان اوين

 

اسمائيل افتخاری

معروف به

اسمائيل تيغ زن

 


 

دژخيمان رژيم، برای مقابله با مردم، تمرين جفتک پرانی ميکنند

بدستورسرهنگ عقب افتاده رژيم، علی بابائی ، دژخيمان رژيم موظف هستند در چند روز آينده برای مقابله با مردم اقدام به جفتک پرانی کنند. اين يکی از عملياتی است که عنتری نژاد بر آن مهر تاييد زده

جنايات رژيم آخوندی، بر کسی پوشيده نيست و سايت خانه ايران در صدد است که اين جنايات را همانگونه که هست به اطلاع شما هموطنان عزيز برساند

خانه ايران با ابراز شرمندگی از منعکس کردن تصاوير زير اعلام می دارد مطالب و فايلهای دريافتی بصورت افشاگری در اين صفحه گنجانده شده و بايد با تصاوير مربوطه ارائه شود تا عمق مطلب بيشتر درک شود

لطفا نظرات و پيشنهادات خود را در مورد اين صفحه با ما در ميان بگذاريد

نظر شما


 

به دستور رهبرانقلاب ، خون دزدی از محکومين به اعدام اشکال شرعی ندارد

و بايد محرمانه انجام شود

 

 

معنای اصلاحات در رژيم خاتمی

لعنت بر شما دژخيمان رژيم که در پشت درهای بسته با جوانان ما چنين ميکنيد

آقای خاتمی، کلاهتان را کمی بالاتر بگذاريد و اينقدر گفتگوی تمدنها را به رخ ما نکشيد


خانه ايران : اين جنايات در روز روشن و در هر گوشه و کنار کشورمان بدست شکنجه گران تکرار ميشود و هدف خانه ايران فقط آگاهی شما عزيزان از اينگونه فجايع ميباشد. تنها راه رهايی ما، ريشه کن کردن رژيم است

نظر شما


اين منم، زنی تنها در آستانه فصلی سرد

قصه مظلوميت يک زن

     

زهرا عموجانی

هشت مارس روز جهانی زن  بهانه ایی خوبی است تا باز حرف ها و دردهای کهنه و از یاد رفته را به یاد بیاوریم وباز یادمان بیافتد که چرا در حق زن این همه ستم ؟!!!و فقط در چنین روزی به یاد ظلمها و ستمها باشیم و شروع کنیم به قلم فرسایی و بنویسم که ای  جهانیان زن مظلوم واقع شده!!! حقوق زن پایمال شده وهمچنان پایمال می شود؟!!!بهتر نیست اینگونه بگوییم که در ایران  زن به مثل بیماریست در شرف مرگ !!

که هیچ کس دردش را باور ندارد هیچکس  نمیداند ویا نمی خواهد بداند و بفهمد  این موجود که اسمش زن هست درد دارد و مظلوم است؟  مورد ستم است؟ هیچ کس حرفش را نمی فهمد .در طول سال کسی سراغش را نمی گیرد اما وقتی روز زن به عبارتی روز جهانی زن نزدیک می شود سازمانها   نهادها  مجامع فعال می شوند  و هی داد می زنند که به داد این موجود مظلوم برسید .در این روز  یکی تعریف از مقام شامخ زن  می کند ! یکی از استعداد های سرکوب شده اش می گوید ! یکی عامل بدبختی اش می داند ! و هزاران درد براش سراغ می گیرند ان یکی ریشه یابی می کند آمار ارائه می دهد در صد قبولی در کنکور! آن یکی از  در صد بالای پست های مدیریتی که به توسط زن تصاحب شده  آمار طلاقها  آمار خودسوزیها آمار زندانیان زن و غیره غیره وغیرهمه منتشر می شود و همه در آن واحد ، دلسوز و دایه مهربانتر از مادر !!!

مثل زن در این روزگار می دانید به چه شبیه است ؟

به مثل بیماری که از زور درد به خود می پیچد و اطرافیان دورش جمع می شوند  و هر کس نسخه ایی برایش می نویسد  یکی می گوید خودش را لوس کرده چیزی نیست الان بهتر می شود  یکی می گوید تحملش بالاست آلان دردش آرام می شود و حالش خوب می گردد   دیگری می گوید فلان دارو برایش کار ساز است خلاصه همه طبیب و نسخه به دست بالا سر این مریض می ایستند و هر کدام نظری می دهد اما هیچ کس از درد واقعی این مریض مفلوک با خبر نیست هیچ کس نمی داند او در چه وضعیتی است  و جالب اینکه وقتی این مریض از درد مرد تازه مردم اطراف او دلسوز می شوند پیراهن سیاه  گلهای زیبا مراسم باشکوه  خیرات فراوان  و تازه متوجه می شوند عجب نازنین بوده و هی با خود کلنجار می روند که خدا بیامرز هی می گفت من درد دارم چرا باور نکردیم ؟ و هزاران افسوس ! افسوس ! افسوس

آری  به همین سادگی بعد از مردن ارزش و اعتبار پیدا می کنیم !!!!

آلان مثال زنده این مریض من هستم  آری من زهرا عموجانی که بیست ماه به همراه کودک معصوم خود زندان بودم با یه دختر مظلوم تر دیگری  که  پدری نیز بالا سرش نبود و تنها در بیرون زندان منتظر آزاد شدن مادرش و خواهر کوچکترش !! وقتی از زندان آزاد شدم  با تمام محدودیت هایی که داشته و دارم فریاد زدم از اوضاعی که داشتم شکایت کردم  نوشته من در تابستان 82 بر روي سایتهای خبری جزو پر خواننده ترین نامه ها بود . ولي متعاقبا مورد تهديد و ارعاب که دم بر نيارم وگر نه سر و کارم باز زندان است !؟

نوشته ام  مورد تحلیل و نقد و بررسی توسط  رادیو ها و روزنامه نگاران قرار گرفت آری من با تمام قوا فریاد کردم که من بیگناه زندانی بودم من بی گناه در تبعید هستم  من بیگناه از خانواده ام ازهمسرم از دو کودک نازنینم جدا افتاده ام  فریاد کردم  که من بیکار شدم  کارم را از من گرفتند  به مقامهاي بلند پایه کشور به ارگانهای مربوطه  نامه نوشتم در خواست کردم گذرنامه ام را بدهند تا به عنوان یک شهروند آزاد نزد همسر و کودکانم باشم !!!

اما افسوس که هرگز پاسخی به نامه هایم نیافتم هیچ کس را یارای پاسخ به پرسش من نبود  هیچ کس نمی دانست گناه من چیست ؟ هیچ کس را همت یاری رساندن به من نبود . براستي که در سرزمين ما آزاديخواهي جرميست بزرگ و نابخشودني !؟ و دفاع از حق گناهي بزرگ ...

آری ( این منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد )

 یک مادر ، یک همسر ، آری من  هم به مثل همه زنان عالم یک زنم اما با یک تفاوت که  بلند گویی ندارم تا دنیا  صدای مظلومیت  مرا بشنود تا دنیا بداند درد بي عدالتي را و نابرابري حقوق زن و مرد در سرزمينمان .... براستي کجايند آناني که مدافع حقوق زنانند و مدافع حقوق کودکان !!!!!!؟؟؟؟ تا بدانند و دريابند که من از دوری کودکانم چه زجری می کشم  و شاید و چه بسا که صدای مرا می شنوند و بنا به مصالحی گوشهای خود را می گیرند ؟!!! واي بر وجدانهاي خفته چرا ؟ واقعا چرا؟ به چه جرمی  باید در وطنم زندانی باشم ؟!!! چرا باید از کودکانم  از کیانای چهار ساله ام فرسنگها فاصله داشته باشم ؟ چرا باید از شیمای عزیزم اینقدر دور باشم که کفایت کنم به تصویر نامطلوب وب کم وخشنود باشم به  صدای قطع و وصل دار ویس مسنجر ؟!!

دوستانی که به من لطف دارند و  اصرار می کنند فریاد بزن تا دنیا صدای مظلومیت ترا و کودکانت را بشنود !!!! نمی دانم شاید من فریاد کشیدن را از یاد برده ام ؟ و یا شاید وقتی من فریاد می کنم کسانی که صدای مرا می شنوند فکر می کنند من  یک مرد م ! نه يک زن که فریاد می کشم  ؟

 و شاید هم به این فریادها گوشها عادت کرده ؟نمی دانم شاید باز همه منتظر روزی هستند که این مریض چنان فریاد کند که یا بمیرد و یا زندانی شود ؟!!! آنوقت شاید  باز قلمها به کار افتند و در موردش بنویسند که باز در ایران زمین  زنی به اتهام فعالیت سیاسی نشر اکاذیب و اقدام علیه امینت ملی دستگیر شد !!؟واقعا آیا همه منتظر این لحظه ها هستند؟ که من و یا امثال من به اتهام وبلاگ نویسی  مقاله نوشتن ویا به هر دلیل دیگر دستگیر شویم  تا بدانند مظلوم واقع شدن زن به چه نحویست ؟

من بدبین نیستم و به هیچ عنوان قصد توهین به کسی یا مرجعی را هم ندارم ولی بیایید باور کنیم که زن واقعا بیماری در شرف مرگ است و کمی در فکر این مریض بد حال باشیم حال دوستان عزیزی که معتقد هستید باید فریاد کنم !! 

من فریادهایم را کرده ام من نوشته هایم را نوشته ام حال با سکوتم مبارزه می کنم و همه می دانند زهرا عموجانی20 ماه در زندان بدون مرخصي بود و اينک 5 سال ممنوع الخروج از شهر محل اقامتش می باشد.  همه می دانند عموجانی دور از کودکان دلنبدش روزگار سختی را دارد

همه می دانند عموجانی فقط گذر نامه اش را می خواهد تا به دیدار کیانا و شیما بشتابد آری همه می دانند وشاید  به مثل من  سکوت کرده اند !!!پس  باز به سکوتم ادامه می دهم  و در پس این سکوت آرام نظاره گر اعمال و رفتارها هستم و آهسته می گریم تا صدای گریه ها و فریادهای بیصدای من کسی را نیآزارد و دوستان بدانید  سکوت من رساترین فریادی ست که فقط گوش شنوا می خواهد

هشت مارس بر همه زنان خستگی ناپذیر مبارک

                                                                                          زهرا عموجانی

                                                                                  17 اسفند سال هشتاد و دو

                                                                                        زنجان _ ایران


خانه ايران، روز زن را به تمام شير زنان ايران تبريک ميگويد و اعلام ميدارد که اين سايت متعلق به تمام مبارزان راه آزادی و آزاديخواهان داخل و خارج کشور است و صدای هر مظلومی را به گوش جهانيان خواهد رساند

نظر شما


 

 

محکومیت یک وبلاگ نویس و بازداشت يك فعال سياسي در بهشهر

پنج شنبه ۰۴ اسفند ۱۳۸۴

شماره:۱۷۳/۰۶

 

واحد اطلاع رساني- نجمه امیدپرور، وبلاگ نویس و فعال سياسي، كه چندي پيش با ضمانت از زندان آزاد شده بود از سوی دادگاه انقلاب شهرستان رفسنجان به اتهام "توهین به خاتمی"(رییس جمهور پیشین) و "تبلیغ علیه نظام" به پرداخت یک میلیون و پانصد هزار ریال جزای نقدی و توقیف اموال ضبط شده محکوم شد.

 

ايشان در تاریخ 12 اسفند1383 و در دوران بارداری، توسط اداره ی اطلاعات رفسنجان به مدت 25 روز  بازداشت و تحت بازجویی قرار گرفته بود. دو روز قبل از بازداشت نجمه امیدپرور،همسر وی محمدرضا نسب عبداللهی نیز دستگیر و زندانی شده بود.

در حکمی که علیه امیدپرور صادر گردیده، آمده است: "از اموال توقیف شده ی متهم، 8 حلقه فیلم ویدویی، 5 حلقه فیلم هندی کم، 9عدد نوار کاست، 14 حلقه سی دی، 29 عدد جزوه و یک عدد فلاپی که بر اساس مکاتبه ی  اداره ی اطلاعات دارای مطالبی علیه نظام جمهوری اسلامی می باشد؛ بر اساس ماده ی 10 قانون مجازات اسلامی ضبط می شوند." این در حالی است که اموال عنوان شده، متعلق به همسر وی بوده و ماموران اداره ی اطلاعات به شکل غیر قانونی اقدام به توقیف آن ها نموده اند.

 

 


همچنين از شمال ايران خبر مي رسد، نورالدين رفايي جوان، فعال سياسي كه از 13 بهمن ماه 1384 توسط اداره اطلاعات دستگير شده است همچنان در بازداشت به سر مي برد

 

نورالدين رفايي جوان متهم به اقدام عليه امنيت و توهين به مقدسات است. وي هم اينك در شهرستان بهشهر ايام بازداشت را سپري مي كند و اداره اطلاعات تنها دو بار اجازه ملاقات به خانواده داده است.

متعاقب دستگيري رفايي جوان ، اداره اطلاعات به منزل وي مراجعه كرده و بسياري از اسناد و مدارك و وسايل شخصي از جمله دفتر تلفن، كامپيوتر و سي دي هاي او را ضبط كرده است.

شايان ذكر است، چندي پيش گزينش سازمان صدا و سيما صلاحيت وي را پس از درخواست كار در صدا و سيما رد كرده بود.

كميته دانشجوئي دفاع از زندانيان سياسي درخواست رسيدگي به وضعيت اين دو فعال سياسي و فرهنگي را دارد.

 


 

  


خانه ايران با کمک آزاديخواهان وطن اعلام آمادگی ميکند که علاوه بر آشکار کردن جنايات رژيم، انتقام اين عزيزان را از تک تک شکنجه گران و قاتلان رژيم بگيرد

نظر شما


حسن زارع زاده اردشیر ، مسئول کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی  : امروز   چهارشنبه 26 بهمن ماه 1384 خبر رسيد ، حجت زماني زنداني سياسي 31 ساله در زندان رجائي شهر كرج (گوهر دشت) به دار آويخته شد.
با گذشت بيش از يك هفته از انتقال حجت زماني به مكاني نامعلوم مي گذشت و خانواده او ، همبنديان اش ، ديگر زندانيان سياسي و فعالان حقوق بشر با وجود تلاش هاي بسياري موفق به كسب خبر از وي نشده بودند كه امروز به طور غير رسمي دادسراي انقلاب خبر اعدام او را خانواده اش اعلام كرد.
در طي روزهاي گذشته تنها بر اثر حدس و گمان و به دليل تهديد زندانيان سياسي از سوي مقامات زندان رجائي شهر به اعدام به اين موضوع پرداخته مي شد تا اينكه فردي از زندان با « كميته دانشجوئي دفاع از زندانيان سياسي » تماس گرفته و اعلام مي دارد ،  حجت زماني را بر چوبه دار ديده است. ضمن آنكه «حاج كاظم» رئيس زندان رجائي شهر به زندانيان سياسي گفته بود:« او را اعدام كرده ايم و به كسي هم مربوط نيست
رژيم جمهوري اسلامي حجت زماني مبارز سياسي را در آستانه عاشورا اعدام كرد تا جو رعب و وحشت و نگراني را در دل زندانيان سياسي و مدافعان آزادي ، دمكراسي و حقوق بشر ايجاد كند. آنها با اين اقدام  غير انساني و ناجوانمردانه صحراي كربلا را به تصوير مي كشند تا خود را در جبهه حق و تمام مخالفان خود را در جبهه باطل قرار دهند كما اينكه در گذشته همين دست اقدامات را به مناسبت هاي مختلف  انجام داده اند.
حجت زماني بارها به بازجوئي در زندان اطلاعات (209) منتقل مي شد و چندين بار در معرض اعدام قرار گرفت اما روحيه خود را نباخت. زماني از سال 1380 يعني بيش از 4 سال و نيم در زندان به سر برده است. در اين مدت او با همكاري ساير زندانيان سياسي در اكثر اعتراضات داخل زندان حضور فعال داشته است. علاوه بر حجت ساير اعضاي خانواده اش به طور دائمي تحت فشار بوده اند و حتي دو برادر وي در سالهاي 78 و 79 توسط  ماموران رژيم در این راه جان باختند.
او در تابستان سال 1383 در شعبه 6 دادگاه انقلاب اسلامي به رياست قاضي حقاني، به 4 بار اعدام محكوم شده بود. اين حكم در ديوانعالي كشور توسط «محسني اژه اي» و «نبي راجي» به دو بار اعدام و پرداخت يك ديه كامل تغيير يافت.
حجت زماني از ميان ما رفت. گلوي مان پر از بغض و دل مان انبوهي از درد يار از دست رفته است اما قدم هاي مان استوار مي ماند و در برابر استبداد خم نخواهيم شد. رژیم با اعدام ، ترور ، زندانی کردن و سرکوب مخالفان خود نتیجه ای نخواهد گرفت.
اما چقدر دردناک است لحظه های سخت و دیرگذر زندان های مخوف جمهوری اسلامی. هنوز فراموش نمي كنم زندان توحيد را كه وقتي صداي شكنجه هاي زندانيان به گوش مي رسيد يا صحبت از اعدام مي شد تن ادم مي لرزيد. وقتي با زندانياني در زندان روبرو مي شدم كه زير حكم اعدام بودند مو بر تنم سيخ مي شد. چه مي كشند آنها كه مدتها با حكم اعدام در زندانند و سپس ناجوانمردانه به چوبه دار سپرده مي شوند.
 
اعضای کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی همدردی خود را  با خانواده حجت زمانی و تمام مبارزان راه آزادی و دمکراسی اعلام می دارد.
 
امیدواریم تنها در اشتباه باشیم و او اعدام نشده باشد.

 


خانه ايران ، آمادگی خود را اعلان ميکند تا با کمک شما هموطنان آزاديخواه  علاوه بر افشاگری و آشکار کردن جنايات رژيم، انتقام تک تک اين عزيزان را از شکنجه گران و قاتلان رژيم بگيرد

نظر شما


متن نامه رسيده از خالد هردانی از داخل زندان رجايی شهر کرج

سلام و درود فراوان از درون مخوف تر ین زندان کشور (زندان رجائی شهر کرج من از طریق رابط خودم فرد مبارزی در  تهران که ایشان لطف میکنند بیا نیه های من را در سایت ها منتشر و به گوش مدا فعان حقوق بشر میر ساند از سایت مبارزاتی شما با خبر شدم و از اینکه رونوشت حکم اعدام من را منتشر کردید بی نهایت سپا سگذارم من در سال 79 به اتفاق اعضای خا نواده ام از ظلم و بی عدالتی که بر جا معه ایرانی حکم فر ما می باشد از سوی آخوند های مستبد و همچنین بخا طر فقر و فضای استبدادی حاکم تصمیم گر فتم صدای ملت ایران را از طریق یک مصا حبه بین المللی که از این راه شاید می توانستم به جها نیان بگویم که چگونه حکومتی بر ملت آزادیخواه ایران حکم می رانند و چگونه جوانان این مرزو بوم را به اعتیاد و فحشا کشاندند تصمیم گر فتم از طریق هوا پیما ربائی که شاید این عمل نا شایست می باشد ولی چون من قهر مان تیم ملی ایران بودم و نمی توانستم این همه بی عدالتی را ببینم و سکوت کنم دست به هوا پیما ریائی زدم که شاید از این طریق بتوانم صدای ملت ایران را در آنطرف مر زهای ایران ودر یک مصاحبه به گوش همگان بر سانم که متا سفانه بخا طر خیانت یکی از یا رانم این کار به سر انجام نر سید و در همین رابطه فیلمی سا خته شد بنام ارتفاع پست که خیلی در ایران جنجال بپا کرد بهر حال به اعدام محکوم شدم من از هوا داران نظا م پا دشا هی در ایران می باشم و از این طریق فر یاد می زنم وجدا نهای بیدار دنیا ایرانیان مبارز آیا 26 سال سکوت کا فی نیست ؟ ! بیائید در هفته مبارزه با حکومت آخوندی و در خر داد ماه تیشه بر ریشه این حکومت جنا یتکار بزنیم من به اتفاق دیگر همر زمانم از سایت شما بخا طر اینکه در بهترین زمان ممکن پا در صحنه گذاشتید و با این حکومت مبارزه می کنید بی نهایت سپا سگزاریم آرزوی ما سر نگونی این حکومت در مر هله اول میباشد موفق باشید زندان رجا ئی شهر کرج -اندرزگاه 6 خا لد حر دانی همرزم مبارز قهر مان کوروش احمدی - رضا مهر گان - امیر ساران - دکتر فر زاد حمیدی - دکتر امیر عباس فخر آور - محمد ابراهیمی -منو چهر و اکبر محمدی و اکبر با طبی

      حکم اعدام خالد حردانی در داخل زندان رژيم به اتحام اقدام عليه امنيت ملی  مشاهده حکم  -

   مصاحبه با کورش احمدی زندانی سياسی از داخل زندان گوهردشت با راديو صدای آمريکا  فايل صوتی  -

    اطلاعيه مهمی که اخيرا از ايران بدستمان رسيده . با تشکر و سپاس فراوان از فرستنده . اعلاميه -

 

صفحه اصلی               نظر شما                 صفحه طنز            پيام های آزادی بخش           عمليات پيشنهادی ستاد