شب گذشته مردم و بویژه جوانان بپاخاسته ایران، جشن چهارشنبه سوری را با شعارهای ضدحکومتی به یک خیزش سراسری علیه رژیم جمهوری اسلامی تبدیل کردند.
در حالیکه رژیم اسلامی از یک ماه قبل کلیه ارگانهای سرکوبگر خود را برای جلوگیری از
خیزش مردم در جشن ملی چهارشنبه سوری در تمام شهرهای ایران به حالت آماده باش
درآورده بود و با صدور بخش نامه های متعدد، نیروهای انتظامی، بسیج، پاسداران و لباس
شخصی ها را برای سرکوب وحشیانه مردم بسیج کرده بود،
جشن باستانی چهارشنبه سوری از سوی جوانان ایرانی به یک اعتراض ملی و سراسری علیه
دیکتاتوری مذهبی تبدیل گردید.
گزارشهای رسیده از شهرهای مختلف کشور حاکی است که حضور پرشکوه و گسترده جوانان دلیر، تمام تدابیر امنیتی و تهدیدات سرکردگان ارگانهای سرکوب رژیم برای ممانعت از برگزاری مراسم چهارشنبه سوری را نقش بر آب کرد.
رسانه های حکومتی از جمله خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی بر ابعاد گسترده برگزاری جشن چهارشنبه سوری و پس زده شدن نیروهای سرکوبگر رژیم توسط جوانان در بسیاری از صحنه ها، اذعان کرده اند.
تبدیل مراسم باستانی چهارشنبه سوری به یک حرکت اعتراضی علیه رژیم اسلامی توسط جوانان ایران، امسال نیز همچون سال گذشته در رسانه های خبری جهان بازتاب پیدا کرده است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس طی گزارشی از برگزاری مراسم چهارشنبه سوری در تهران نوشت جوانان با پرش از روی آتش، رقص در خیابانها و منفجر کردن بمب های دست ساز که محلات را تکان می داد، حاکمان مذهبی را به چالش کشیدند.
این خبرگزاری نوشت جوانان ایرانی بطور فزاینده ای در ایجاد انفجارهايی که تقریبا هر دقیقه پس از غروب آفتاب در تهران رخ می داد، شجاع شده اند. آنها اکنون مواد شیمیايی آتش زا را در بازار سیاه می خرند و سپس از آن ترقه هايی می سازند که بیشتر به بمب شبیه است.
آسوشیتدپرس در گزارش خود با اشاره به مخالفت رژیم اسلامی با جشن چهارشنبه سوری نوشت روزنامه افراطی جمهوری اسلامی، جشن چهارشنبه را خرافی دانست و نوشت که باید از آن اجتناب کرد. چند روحانی نیز آن را محکوم کردند و گفتند این فرهنگ، کفر و غیراسلامی است.
این خبرگزاری افزود اما اغلب ایرانیان این اظهارات را نادیده گرفته و به جشن آتش که در پارکها و خیابانها برپا شده بود، پیوستند.
|
|
|
![]() ![]() |
|
|
لطفا به اراجيف اين مردک الدنگ گوش بدهيد و به کوری چشم آخوندها هم که شده با شکوه ترين جشن چهارشنبه سوری امسال را در طی يک هفته به نمايش می گذاريم
آسمان ايران شاهد شعله های آتش قيام ملت ايران خواهد شد
هموطن مبارز، اين ملايان و جيره خواران رژيم، خواب ندارند. درود بر شما که خواب را بر چشمان اين ديو صفتان حرام کرديد. در هفته آخر امسال، از دوشنبه شب، آتش ها را روشن خواهيم کرد و هر شب جهنم را برای اين مزدوران فراهم ميکنيم. با هم در اين هفته هر شب جشن با شکوهی از آتش و آتش بازی را به نمايش ميگذاريم. امسال با نمايش آتش به استقبال نوروز می رويم. ايران را با سر و صدای اين شبها، بيدار نگه ميداريم و از هر نوع اقلام آتش افروز استفاده ميکنيم. بدانيد که ما با هم و در کنار هم پيروزی را جشن ميگيريم



چهارشنبه
سوری

در ایران کنونی جشنهایی نظیر
چهارشنبه سوری فرصتی به جوانان می دهد تا دور هم جمع شوند . به خاطر همین است
که رژیم با اینگونه مراسم مخالفت می کند. جمهوری اسلامی چون به خوبی می داند
که پایگاه مردمی ندارد از هر گونه تجمعی در هراس است. بنا براین باید برای تو
دهنی به این رژیم عزا دوست هم که شده چهارشنبه سوری را هرچه با شکوه تر
برگزار کنیم. آتش در نزد ایرانیان هميشه مظهر روشنایی، پاکی ، طراوت و
سازندگی بوده است.
مراسم
چهارشنبه سوری در شهرهای
ايران

اصفهان: آتش افروختن در معابر، کوزه شکستن، فالگوش؛ گره گشائی و غيره کاملا متداول است.
مشهد: گره گشائی؛ آتش افروختن؛ کوزه شکستن و آتش بازی متداول است و علاوه بر آن در هر خانه يکی دو تير تفنگ می اندازند
زنجان: آتش افروختن؛ فالگوش و کوزه شکستن متداول است. در مراسم کوزه شکستن در زنجان، پولی با آب در کوزه می اندازند و از بام به زير می افکنند.
ديگر از رسوم مردم اين شهر در چهارشنبه سوری اين که دخترانی را که می خواهند
زودتر شوهر بدهند به آب انبار می برند و هفت گره بر جامه ايشان می زنند و
پسران نابالغ بايد اين گره ها را بگشايند.
تبريز: آجيل و ميوه خشک از ضروريات است و ديگر اينکه در اين شب مردم از بام خانه ها بر سر عابرين آب می ريزند
چهار شنبه سوری كه از دو كلمهی چهارشنبه – منظور آخرين چهارشنبهی سال – و سوری كه همان سوريك فارسی و به معنای سرخ باشد و در كل به معنای چهارشنبهی سرخ ، مقدمهی جدی جشن نوروز بود. در ايران باستان بعضی از وسايل جشن نوروز از قبيل آينه و كوزه و اسفند را به يقين شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهيه میكردند. بازار در اين شب چراغانی و زيور بسته و سرشار از هيجان و شادمانی بود و البته خريد هركدام هم آيين خاصی را تدارك میديد
آتش میتوانست در بيابانها و رهگذرها و يا بر صحن و بام خانهها افروخته
شود. وقتی آتش شعله میكشيد از رويش میپريدندو ترانههايی كه در همهی آنها
خواهش بركت و سلامت و بارآوری و پاكيزگی بود ، میخواندند. آتش چهار شنبه
سوری را خاموش نمیكردند تا خودش خاكستر شود. سپس خاكسترش را كه مقدس بود كسی
جمع میكرد و بی آنكه پشت سرش را نگاه كند ، سر ِ نخستين چهار راه میريخت.
در باز گشت در پاسخ اهل خانه كه میپرسيدند
"كيست؟"
میگفت: "منم
- " از كجا میآيی؟
- "از عروسی
- "چه آوردهای؟
شال
اندازی

فال گوش

از ديگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بودو آن بيشتر مخصوص كسانی بود كه آرزويی داشتند. مانند دختران دم بخت يا زنان در آرزوی فرزند. آنها سر چهار راهی كه نماد گذار از مشكل بود میايستادند و كليدی را كه نماد گشايش بود ، زير پا میگذاشتند. نيت میكردند و به گوش میايستادند و گفت و گوی اولين رهگذران را پاسخ نيت خود میدانستند. آنها در واقع از فروهرها میخواستند كه بستگی كارشان را با كليدی كه زير پا داشتند ، بگشايند
قاشق زنی هم تمثيلی بود از پذيرايی از فروهرها... زيرا كه قاشق و ظرف مسين نشانهی خوراك و خوردن بود
ايرانيان باستان برای فروهرها بر بام خانه غذاهای گوناگون میگذاشتند تا از
اين ميهمانان تازه رسيدهی آسمانی پذيرايی كنند و چون فروهرها پنهان و غير
محسوس اند ، كسانی هم كه برای قاشق زنی میرفتند ، سعی میكردند روی بپوشانند
و ناشناس بمانند و چون غذا و آجيل را مخصوص فروهر میدانستند ، دريافتشان را
خوش یُمن میپنداشتند

پرسش:
قدمت چارشنبهسوري چقدر است و آيا درست است كه چون در ايران باستان ايام هفته وجود نداشته و زرتشتيان هم اين رسم را برگزار نميكنند، پس سنتي جديد است؟
پاسخ:
اسناد نويافته، نظريه نبودن روزهاي هفته در ايران باستان را با قاطعيت رد ميكند. نخست اينكه شمار هفتگانه روزهاي هفته، در زمانهاي بسيار دور از اهلههاي هفتروزه ماه برگرفته شده و از آنجا كه گاهشماري مهي (قمري) سادهترين و ابتداييترين شكل گاهشماري است و تشخيص اهلههاي ماه، آسانترين و سريعترين شيوه درك گذر زمان است؛ بيگمان جوامع بشري از گذشتههاي دور و بدون آموختن از يكديگر، به آن پي برده و از آن بهره گرفتهاند. دوم اينكه در شاهنامه فردوسي بيشتر از يكصد و بيست بار واژه هفته بكار رفته است. از آنجا كه شاهنامه فردوسي را ترجمان وفادار داستانها و بازگويههاي دوران باستان ميدانند، بعيد است كه استاد بدون اينكه چنين مفهومي در متون مبنا بكار رفته باشد، تا اين اندازه از آن بهره برگيرد. سوم اينكه نگارنده در بررسيهاي تقويم آفتابي نقشرستم (كعبه زرتشت) به سازوكار تعبيهشده براي تشخيص چهار هفته شهريور ماه، پي برده كه جزئيات آن در كتاب «بناهاي تقويمي و نجومي ايران» باز آمده است. چهارم اينكه متون مانوي، كاربرد فراگير و گسترده روزهاي هفته را تأييد ميكنند. در نوشتارهاي مانوي يافتشده در «تورفان» و نيز در «موگتاگ» از روزهاي يكشنبه و دوشنبه با نامهاي «مهر روز/ خور روز» و «ماه روز» ياد شده و اين دو، روزهاي روزهداري مانوي دانسته شده است. البته در متون مانوي، همراه با روزهاي هفته، از نامهاي سيگانه براي روزهاي ماه نيز استفاده ميشده است و همچنين ميدانيم كه روز دوشنبه، روز مقدس و تعطيل مانويان بوده است. پنجم اينكه متون و منابع كهن چيني نيز كاربرد هفته در ايران باستان و حتي نام روزهاي آن را گزارش كردهاند. در يك متن نجومي كهن بودايي كه در سال 759 ميلادي از سانسكريت به چيني ترجمه شده و «يانگ چينگ فنگ» در سال 764 ميلادي حاشيهاي بر آن نوشته است؛ از نام روزهاي هفته در زبان چيني و معادل آنها با روزهاي هفته در فارسي ميانه و سغدي ياد كرده است. در اين متن، نام ايراني روزهاي هفته، كه از يكشنبه آغاز ميشوند، بدينگونه بازگو شده است: يوشمبت (روز تعطيل)، دوشمبت، سهشمبت، چرشمبت، پنجشمبت، شششمبت، شمبت. در همان متن، معادل سغدي (در ورارودان/ آسياي ميانه) اين نامها بدينگونه با مبدأ يكشنبه باز آمده است: مهر روز (خورشيد روز)، ماه روز، بهرام روز، تير روز، اورمزد روز، ناهيد روز و جيان روز (كيوان روز). همانگونه كه ديده ميشود اين نامها از نام هفت اختر سيار آسمان، يعني خورشيد و ماه و پنج ستاره روان (سياره) شناختهشده در آن زمان برگرفته شده است. به اين ترتيب دانسته ميآيد كه روزهاي هفته، همراه با نامهايي ويژه، در گاهشماريهاي ايران باستان كاربرد داشته و حتي تعطيلي روز يكشنبه در تقويم ميلادي از روز تعطيل ايراني برگرفته شده است. ميدانيم كه نام روز يكشنبه در هر دوي آنها به يك معنا است و «Sun day» دقيقاً به معناي «خورشيد روز» است. اما در دوره ساساني و همراه با ديگر تحريفهاي بيشمار آنان از آيين و فرهنگ ايران باستان، روزهاي هفته را نيز از گاهشماري خود حذف ميكنند و تنها نام روزهاي ماه را بكار ميگيرند. البته نامهاي سيگانه روزهاي ماه نيز در همه تقويمهاي ايراني بكار ميرفته و خاص تقويم ساساني نبوده است.اما در باره بخش بعدي پرسش ميتوان گفت كه هر چند اسناد كافي از ديرينگي چارشنبهسوري در دست نيست، اما اشارههايي كوتاه كه در تاريخ بخاراي نرشخي و نيز در داستان نبرد بهرام چوبينه با پسر ساوهشاه در شاهنامه فردوسي باز آمده است و استاد حتي از واژه چارشنبه نيز بهره برده است، نشاندهنده ديرينگي بسيار آن است. اما بدليل كمبود منابع نميتوان قدمت قطعي آنرا مشخص كرد.
برگزار نشدن چارشنبهسوري توسط زرتشتيان نيز دليل تازگي آن نميتواند بود. چرا كه همه اقوام و اديان ايراني بخشي از فرهنگ باستاني را پاس داشتهاند و برخي را فراموش كردهاند. خوشبختانه بتازگي بسياري از همميهنان زرتشتي نيز به برگزاري اين آيين كهن روي آوردهاند.
پرسش: بعضي محققان چارشنبهسوري را شكل عوضشده جشن سده يا آتش نوروزي ميدانند. آيا اين درست است يا دليل ديگري دارد؟
پاسخ: بررسي آداب و آيينهاي مردمي، روشنگر اين پرسش است. همه سنتها، ترانهها، باورها و مراسمي كه مردمان نواحي گوناگون در اين شب انجام ميدهند، با وجود تفاوتهايي كه با يكديگر دارند، در يك ويژگي با هم اينهماني دارند: «راندن ناپاكيها و بديها». ترانههايي و باورهايي كه به بلاگرداني، راندن چشم شور، گرهگشايي، آجيل مشكلگشا، بختگشايي دختران و امثال اين ميپردازند (و آقاي دكتر تورج پارسي به فراواني شماري از آنها را در مقاله خود آوردهاند) و همچنين سوزاندن شاخههاي خشكيده و علفهاي هرز باغها و مزارع در نواحي روستايي، همگي نشان از پيوند اين آيين با خانهتكاني، زدودن ناپاكيها و آمادگي براي زايش دوباره گيتي است. در برخي نواحي اروپايي همچون روماني و بلغارستان نيز در نزديكهاي بهار مراسمي در سوزاندن اشياي غيرلازم برگزار ميشود. چارشنبه ارتباطي با سده و آتش نوروزي ندارد و هر كدام آنها جشن و مناسبت خاص خود را دارند. در بسياري از نواحي ايران، هر سه ی اين جشن های آتش برگزار ميشود كه نشانه مناسبتهاي گوناگون آنها است.
پرسش: چرا ايرانيان چهارشنبه را نحس ميدانستند؟
پاسخ: ايرانيان نه تنها چارشنبه، كه هيچ روز و شبي را بخودي خود نحس و بد يوم نميدانستند و هنوز هم نميدانند. در باورهاي ايراني هر روز سال به يكي از ايزدان منتسب است و گرامي داشته ميشده است. بويژه روزهاي پاياني سال كه زمان بازگشت روان و فروهر درگذشتگان بشمار ميآمده و آيينهايي بسيار زيبا و باشكوه در استقبال نمادين آنان برگزار ميكردهاند. باورهايي اينچنين، به فرهنگهاي وارداتي ديگر مربوط ميشود.
پرسش:
ارتباط مراسم چارشنبهسوري با آب در چيست و چرا دختران ميبايست آب چشمه را بياورند؟
پاسخ:
از يكسو ميتوان گفت كه در همگي جشنهاي ايراني آب و آتش در كنار يكديگر و مكمل هم هستند. اما از سوي ديگر، از آنجا كه چارشنبهسوري با پاكيزگي پايان سال در پيوند است، حضور آب جنبه كاربردي هم دارد. شكستن كوزههاي آب علاوه بر نماد سال پرباران و حاصلخيز، كاركردي بهداشتي نيز دارد. ميدانيم كه جنس سفال كوزه ی آب با سفالهاي ديگر متفاوت است. كوزه را بگونهاي متخلخل برميساختهاند كه موجب نفوذ آبي اندك به رويه بيروني شود و تبخير آن موجب خنكي آب درون كوزه گردد. روزنههاي كوزه در گذر سال انباشته از ذراتي ميشده است كه آنرا براي سلامتي مفيد نميدانستهاند. اما در باره آوردن آب بدست دختران بايد گفت كه اين منحصر به چارشنبهسوري نبوده و عموماً بر اين باور بودهاند كه مظهر (محل ظهور) چشمه، خاستگاه آناهيد است و تنها دختران اجازه نزديك شدن به آن را دارند. اين باور هنوز هم در بسياري از روستاي ايران گرامي داشته ميشود.
پرسش:
چرا چهارشنبهسوري در سهشنبه برگزار ميشود و آيا چهارشنبه درست است يا چارشنبه؟
پاسخ:
مبدأ شبانروز يك قرارداد است. در زمانها و نواحي گوناگون، گاه نيمه شب، گاه هنگام برآمدن خورشيد، گاه هنگام نيمروز و گاه هنگام فروشدن خورشيد را مبدأ و آغاز شبانروز ميگرفتهاند. اينگونه رسوم هنوز هم در برخي نقاط ايران متداول است و براي نمونه در تاجيكستان و آسياي ميانه همواره آغاز سال نو را از هنگام غروب خورشيد در آخرين روز سال برميشمارند و جشن ميآرايند. برگزاري چارشنبهسوري در سهشنبه شب به روزگاري مربوط ميشود كه هنگام فروشدن خورشيد، آغاز شبانروز و آغاز چارشنبه دانسته ميشده است. اما در باره پرسش ديگر ميتوان گفت كه امروز هر دو گونه اين واژگان در متون ادبيات فارسي بكار رفته و هيچكدام اشتباه نيستند. در شاهنامه فردوسي و بسياري از متون منظوم به شكل چارشنبه بكار رفته و در تداول عموم نيز همينگونه بر زبان ميآيد. البته اين جشن با نامهاي ديگري نيز تداول دارد.
پرسش:
آيا پريدن از روي آتش عمل توهينآميز به آتش نيست؟
پاسخ:
آداب و رسوم مردمان، گوناگون است و ممكن است هر باوري از ديد ديگران عملي نادرست دانسته شود. در نتيجه هنگامي ميتوان كاري را توهينآميز خواند كه مجري آن آهنگ توهين داشته باشد. همميهنان ما هيچكدام از اينكار، چنين قصدي ندارند و پريدن از روي آتش، بگونهاي نمادين براي زدودن و سوزاندن بديهاي هر شخص انجام ميشود و مردمان خواستهاند تا با اينكار، آتش به آنان پاكي و تازگي هديه كند. اما آنچه به گمان من نادرستتر است، كارهاي ناهنجاري است كه امروزه متداول شده و عملاً چارشنبهسوري را به شب تباهي و آلودگي شهرها كشانده است. آييني كه نياكان ما براي پاكيزگي زيستبوم خود انجام ميدادند، ما همان كار را براي تباهي و آلودگي آن انجام ميدهيم. بويژه كه اخيراً كساني كوشش كردهاند تا با توزيع مواد منفجره و ترغيب غيرمستقيم كودكان و نوجوانان به استفاده فرگير از آن، آسيبي جدي به اين جشن كهن و شاديبخش ايراني وارد كنند. از سوي ديگر ميدانيم كه در راديو و تلويزيون ايران، نام چارشنبهسوري، يك نام شرمآور و اسباب خجالت دانسته ميشود و هرگز از آن استفاده نميكنند در حاليكه خرافيترين و ناهنجارترين آداب ديگر و مبتذلترين برنامهها را به فراواني تبليغ ميكنند و انديشه پاك كودكان ميهن را به تباهي ميكشند.
هفت سين

چيزهای روی سفره عبارت بود از آب و سبزه ، نماد روشنايی و افزونی ، آتشدان ، نماد پايداری نور و گرما كه بعدها به شمع و چراغ مبدل شد ، شير نماد نوزايی و رستاخيز و تولد دوباره، تخم مرغ نماد نژاد و نطفه ، آيينه نماد شفافيت و صفا ، سنجد نماد دلدادگی و زايش و باروری ، سيب نماد رازوارگی عشق ، انار نماد تقدس ، سكههای تازه ضرب نماد بركت و دارندگی ، ماهی نماد برج سپری شدهی اسفند ، حوت (= ماهی) ، نارنج نماد گوی زمين ، گل بيد مشك كه گل ويژهی اسفند ماه است ، نماد امشاسپند سپندار مز و گلاب كه باز ماندهی رسم آبريزان يا آبپاشان است بر مبنای اشارهی ابو ريحان بيرونی چون در زمستان انسان همجوار آتش است ، به دود و خاكستر آن آلوده میشود و لذا آب پاشيدن به يكد يگر نماد پاكيزگی از آن آلايش است. نان پخته شده از هفت حبوب ، خرما ، پنير ، شكر ، بَرسَم شاخههايی از درخت مقدس انار ، بيد ، زيتون ، انجير در دستههای سه هفت يا دوازده تايی





